زهیر با آنکه از حامیان جناب عثمان بود، اما در بحث اشرافیگری با او دچار زاویه شد و از او دور شد

زهیر با آنکه از حامیان جناب عثمان بود، اما در بحث اشرافیگری با او دچار زاویه شد و از او دور شد

بیانات حجت الاسلام والمسلیمن صراف در شب هفتم دهه سوم محرم حسینیه بیت الزهرا سلام الله علیها با موضوع"تاریخ عاشورا"

بسم الله الرحمن الرحیم

ایشان سخنان خود را با صلوت و قسمتی از دعا عهد آغاز نمودند:
"اللَّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ وَ ارْحَمِ اسْتِکَانَتَنَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ اکْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَرَاهُ قَرِیبا بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ "
«خدایا، از آنان که از حمله متجاوزان، نگاهش دارى، خدایا پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به دیدار او، و کسانى که بر پایه دعوتش از او پیروى کردند شاد کن، و پس از او به درماندگى ما رحم فرما، خدایا این اندوه را از این امت به حضور آن حضرت برطرف کن، و در ظهورش براى ما شتاب فرما، که دیگران ظهورش را دور مى بینند، و ما نزدیک می‌بینیم، به مهربانى ات اى مهربان‌ترین مهربانان»
"الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ"
قیام کربلا و عاشورا فصلی از زندگی بشر است که تردید انسانها را نشان میدهد، در کربلا جنگ بین ادیان نیست، جنگ کفر و اسلام نیست، تقابل دو قوم نیست! هر دو لشگر به عبادت و مناجات می‌پرداختند، هر دو لشگر دارای حافظین قرآن بودند، در کربلا افرادی همسایه، برادر یا پدر و پسر بودندکه یکی در لشگر امام حسین و دیگری در لشگر عمر سعد رفتند.
" کربلا قابل قیاس با هیچ یک از غزوات و جنگهای اسلام تا به آن زمان نیست. به همین جهت در زیارت عاشورا می‌خوانیم "مُصِیبَهٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الْإِسْلَامِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‌" 
تردید اگر انسان را به فکر وادارکند اثر خوبی دارد ولی اگر انسان را به خَلسه بکشاند، باعث میشود در ظهر عاشورا در حالی که جانباز دشت کربلا شده‌ بود امام حسین را باطل دانست و لشگر امام حسین علیه السلام را ترک کرد تابه لشگر عمر سعد ملحق شود، اما در نیمه راه او را زدند. اسم این شخص در ناحیه مقدسه نیامده است، اما برعکس این ماجرا نیز رخ داد از قبیله بنی‌کندی شخصی انتخاب شد تا سر امام حسین را قطع کند، اما با نگاه امام حسین علیه السلام از راه باطل برگشت و به دست لشگریان عمر سعد به شهادت رسید و امام زمان عجل الله تعالی فرجه در ناحیه مقدسه بر او سلام داده است.
 با مطالعه وقایع عاشورا، شما می‌توانید به راحتی اتفاقات امروز را تطبیق داده و مصداق پیدا کنید. درآن روز حق را باطل معرفی و باطل را حق معرفی کردند. 
شبهای محرم از خداوند یقین و باور را  از در خانه امام حسین علیه السلام طلب کنید. یکی از باورهای ما این باشد امام حسین علیه السلام می‌تواند زندگی ما را تامین کند، این را به زبان میگوییم ولی در عمل به هرکس می‌توانیم رو می‌زنیم. 
بعد از واقعه دیر راهب، فردی به کاروان اسرا نزدیک شد و به امام سجاد علیه السلام سلام داد، و از امام طلب حاجت داشت. امام فرمود من در اسارت هستم، مرد گفتمن به شما و کرم شما اعتقاد دارم، دست باز و بسته در کرم شما تاثیری ندارد و در همین لباس اسارت اگر شما اراده کنید من از اغنیا می‌شوم"بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ"(جامعه کبیره)
زهیر با آنکه از حامیان جناب عثمان بود، اما در بحث اشرافیگری با او دچار زاویه شد و از او دور شد. اوشخصی سیاسی بود که از زمان خلفا فعالیت داشت ولی در زمان نهضت عاشورا خود را از این فضا دور ساخته بود چون متوجه شده بودقدرت تمیزاز باطل سخت شده است. با وجود آنکه زهیر نمی‌خواست با امام حسین روبرو شود ولی این خواست امام حسین و انتخاب ایشان بود که زهیر به دیدار ایشان برود.
کسی از مکالمه و صحبتهای امام حسین علیه السلام و زهیر با خبر نیست، آنچه مشخص است محذوب شدن زهیر در امام حسین علیه السلام است.
ازنظر آیه الله بهاءالدینی بر روی تک تک شهدای کربلا از خیلی قبل‌تر کار شده بود. بُریر بن خضی از کودکی همراه امام حسین بود و خاک پای امام حسین را بر چشم می‌کشیدو از طرفی وهب حتی مسلمان نبود، اما جنس آنها باعث اثر پذیری ازجذبه امام حسین علیه السلام بود.