این انقلاب نه از آمریکا ضربه می‌خورد، نه از دستیارانش و نه از این عمال بی‌خرد وهابی تکفیری ضربه می‌خورد بلکه از داخل و مسئولینی که مردم را خوب نشناختند ضربه می‌خورد.

این انقلاب نه از آمریکا ضربه می‌خورد، نه از دستیارانش و نه از این عمال بی‌خرد وهابی تکفیری ضربه می‌خورد بلکه از داخل و مسئولینی که مردم را خوب نشناختند ضربه می‌خورد.

بیانات حاج منصور ارضی در دعای کمیل شب بیست و دوم ماه جمادی الاولی مورخ بیستم بهمن ماه ۱۳۹۶ حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام


اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم بِسْمِ ٱللّهِ ٱلرَّحْمنِ ٱلرَّحِیمِ
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمیعِ مَحامِدِهِ کُلِّهَا عَلی جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها

در مسیر طاعت نباید رضایت خود و نفس‌مان را داشته باشیم و فقط باید رضایت خداوند و اهل بیت علیهم السلام در طاعت ما باشد.
بعضی از افراد فکر می‌کنند که طاعت و عمل خیری که انجام می‌دهند فقط در خودشان است و در افراد گنه‌کار طاعت وجود ندارد ولی در او هم طاعت هست منتهی از نفس خود و یا شیطان است. در معصیت نیز به همین صورت است، کسی که معصیت می‌کند جای طاعت و معصیت را با هم جابه‌جا کرده است. در زیارت عاشورا نیز در گذشته به این نکته اشاره کردیم که عده‌ای جای "سلم" را با "حرب" عوض کردند. بدین صورت که با کسی که دشمن اهل بیت و خداوند است دوستی دارد "سلمٌ لمن حربکم" و یا برعکس آن را انجام می‌دهند. در مناجات المطیعین لله در اولین جمله می‌فرماید: " اللَّهُمَّ أَلْهِمْنَا طَاعَتَکَ وَ جَنِّبْنَا مَعْصِیَتَکَ " اى خدا طاعت و بندگی‌ات را به قلب ما الهام کن و عصیانت را از ما دور ساز.
هنگامی‌که طاعت از جانب خداوند الهام شود به درستی صورت می‌پذیرد و خواسته نفسانی در آن نیست. تمام ردیف‌های راه نفوذ دشمن -چه دشمن خارجی مانند شیطان و چه دشمن درونی مانند نفس- در انسان را بیان می‌کند و چارچوب طاعت را آشکار می‌سازد. سپس می‌خوانی " وَ یَسِّرْ لَنَا بُلُوغَ مَا نَتَمَنَّى مِنِ ابْتِغَاءِ رِضْوَانِکَ ‏" و بر ما آسان گردان راه وصول به آن‌چه آرزومندیم از شوق مقام رضاى توست. در مناجات نیمه شعبان که بهتر است در نماز شب نیز خوانده شود " مِنْ طَاعَتِکَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ رِضْوَانَکَ " خدایا از طاعتت آن‌چه که ما را به خشنودى‌ات برساند بهره‌مند گردان. ما باید بدانیم که در طاعت به رضوان الله می‌رسیم. رضوان الله جایگاهی است که خداوند متعال راضی است، اهل بیت علیهم السلام در آن سکونت دارند و جایی است که اولیای خداوند با آن آرامش دارند. طاعت همراه باسختی است و اگر این طاعت را خداوند کمک فرماید آسان شود ما به مقام " تُبَلِّغُنَا بِهِ رِضْوَانَکَ " می‌رسیم. در ادامه می‌خوانی " أَحْلِلْنَا بُحْبُوحَةَ جِنَانِکَ " ما را در میان جاودانى بهشت منزل کرامت کن. در این فراز مشخص می‌شود برای رسیدن به بهشت باید رضایت اهل بیت علیهم السلام را داشته باشیم. دقت کنید در مسیر طاعت نباید رضایت خود و نفس‌مان وجود داشته باشد این موضوع خیلی ظریف است و فقط باید رضایت خداوند و اهل بیت علیهم السلام در طاعت ما باشد. این مسیر طاعت ماست که برای‌مان آشکار می‌شود. از طرفی نیز دقت کنید مانند کسانی‌که به صورت تفریحی به مسافرت می‌روند یعنی در میان راه به استراحت و تفریح می‌پردازند و زمان رسیدن به مقصد برای‌شان مهم نیست نباشید خود را مشغول دنیا نکنید. در مسیر طاعت  خود را خسته نکنید که باعث شود دیرتر برسید و این شرط ماندن در مسیر طاعت خداوند است که خود را در بین راه مشغول نسازیم و وقفه ایجاد نکنیم. از سوی دیگر بدن ما نیز به شکلی همین‌گونه عمل می‌کند، بدن انسان هرچه در ریاضت باشد یقیناً ورزیده‌تر و سرحال‌تر می‌شود و هرچه بیشتر استراحت کند تنبل‌تر و خواب آلوده‌تر است. ما الآن دیگر آن سختی‌ها و زحمت‌ها نیستد عزیزانی که به دعای کمیل می‌آیند دیگر سختی نمی‌کشند. قدیما در زمستان چه مسیر طولانی را پیاده می‌آمدند تا به دعای کمیل برسند لیکن در این زمان بیشتر افراد راحت جابه‌جا می‌شوند باید در این اعمال رضایت خداوند مدنظر ما باشد. 

ما باید از خود و دینمان مراقبت کنیم و از شیطان و دشمنان برائت جوییم. اگر حواسمان نباشد مانند همین فرقه‌های ضاله بازی می‌خوردیم.
" وَ اقْشَعْ عَنْ بَصَائِرِنَا سَحَابَ الاِرْتِیَابِ وَ اکْشِفْ عَنْ قُلُوبِنَا أَغْشِیَةَ الْمِرْیَةِ وَ الْحِجَابِ‏ " و از چشم بصیرت و دل‌هاى آگاه ما ابرهاى تاریک و پرده‏‌هاى ظلمانى شک و ریب را دور ساز. آن‌چه ابتدای جلسه به آن اشاره شد آرام آرام آشکار می‌شود، از خداوند درخواست داریم این پرده‌های شک و موانع رسیدن به او را از جلوی چشمان‌مان بردارد. نزدیک چهل سال از انقلاب می‌گذرد و می‌بینید بسیاری از جوانان که حتی جنگ را ندیده‌اند و زمان انقلاب را درک نکرده‌اند چقدر با ایمان هستند و امیدوار به انقلاب اسلامی. افرادی نیز هستند با سن و سال بیشتر که ممکن است حتی برای انقلاب و یا جنگ تحمیلی کاری هم کرده باشند ولی الآن با انقلاب اصلاً کاری ندارند. اینان به این نتیجه رسیده‌اند که خط شیطان پیروزتر است، و راه را اینگونه می‌بیند. حال این شیطان ظاهری ممکن است آمریکا یا استکباری شبیه آن باشد اما اصل موضوع این است. صریح بگوییم برای بعضی‌ها شیطان بهتر از خداوند است. مقام معظم رهبری مدظله العالی می‌گویند این افرادی که این حرکت فتنه را شروع کردند و سپس خود مردم هم آن‌ها را جمع کردند، بحث اقتصادی برایشان بهانه است و یک چیز دیگر می‌خواهند. ولی بعضی از مسئولین که با نهاد‌های انقلابی و حتی خود رهبری مخالف هستند و در کلام و عمل مخالفت خود را ابراز می‌کنند، می‌گوید مردم خواسته‌ی دیگری دارند. رهبر انقلاب می‌فرمایند مردم از فساد و تبعیض و اختلاس و دزدی ناراضی هستند، آن‌ها می‌گویند نه! مردم با این‌ها مشکل ندارند. رهبری می‌گوید مردم را بهتر بشناسیم، مخاطب چه کسی است؟ آیا به دشمنان می‌گویند؟! تمام پرده‌های ارتیاب(شک و تردید) را که در وجود این افراد هست و می‌خواهند به دیگران هم القاء کنند.
شما در این مناجات می‌خوانید " وَ اقْشَعْ عَنْ بَصَائِرِنَا سَحَابَ الاِرْتِیَابِ " در حالی که این پرده‌های شک در وجود ما باقی است به مناجات کمیل مشغول می‌شویم اما به خداوند امیدوار نیستیم. حاجت خود را به هرکسی می‌گوید در حالی که می‌داند خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمود دعا " بِغَیرِ ألسِنَتِکُم " مستجاب می‌شود اما باز هم امیدوار نیست. اما اگر یک نفر به او بگوید من حاجتت را برآورده می‌کنم می‌گوید بازهم تو و گویی خداوند کاری به او نداشته است! این کلام نعود بالله توهین به خداوند است. وقتی می‌گوییم " وَ اکْشِفْ عَنْ قُلُوبِنَا أَغْشِیَةَ الْمِرْیَةِ وَ الْحِجَابِ ‏" بیماری‌ شک و تردید در بصیرت ما ایجاد شده است و متاسفانه برای بعضی از دولتمردان این شک و تردید ثابت شده است تا آن‌جایی که برجام برای یک عده‌ای دین شده است. چنین وحشتی بین طرف‌های برجام افتاده است، نه مردم. به این دلیل که ما می‌گوییم پرده‌ها و حجاب‌های بر روی قلب‌ها را بردار. دقت کنید ارتیاب بر چشم‌ها و این حجاب‌ها بر روی قلب اثر می‌گذارد و در قرآن کریم می‌خوانیم " خَتَمَ اللَّـهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَ عَلَىٰ سَمْعِهِمْ وَ عَلَىٰ أَبْصَارِ " (سوره بقره آیه ۷) این همان پرده‌ای است که در مناجات می‌گوییم یعنی شخص همه چیز را می‌بیند ولی خدا را نمی‌بیند، همه آثار خدا را می‌بیند ولی خدا را نمی‌بیند! نمی‌بیند پشت این جریان نفس و شیطان است، می‌گوید خودم به دست آورده‌ام، خودم زحمت کشیده‌ام. ما باید از خود و دینمان مراقبت کنیم و از شیطان و دشمنان نیز برائت جوییم. اگر حواسمان نباشد مانند همین فرقه‌های ضاله بازی می‌خوردیم. و بدانید اگر امام حسین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها ما را حفظ نکرده بودند ما نیز دچار فتنه می‌شدیم. دشمنان به‌دنبال ما هستندکه تا کجا با آن‌ها هستیم مراقب باشید. کسیکه پرده از چشم، از بصیرت و از قلبش برنداشته باشد قطعا عذاب می‌کشد.

بدانید این سینه‌زنان واقعی امام حسین علیه السلام بودند که پای‌شان نلغزید و بسیار کار کردند. 
" أَزْهِقِ الْبَاطِلَ عَنْ ضَمَائِرِنَا " و از نهادمان باطل را زایل کن. بدانید بسیار کار سختی است " اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ " . مرحله بعدی که اهل طاعت به آن می‌پردازند از بین بردن باطل در درون خودشان است. که باید به‌صورت جدی و آرام آرام به‌دست آورند. به خیال‌تان با یک شب مناجات امور درست می‌شود؟ بعد از مناجات باید زحمت کشید، می‌بینید در شب‌های جمعه شخص مشغول تلفن همراه خود است تازه می‌گوییم تلفن همراه کاربردهای خوبی هم دارد و دعای کمیل را از روی موبایل و در تاریکی مسجد می‌خواند، خب با این شیوه به چشمان خود آسیب می‌رسانید. اگر خداوند باطل را از ما نگیرد اتفاقی نمی‌افتد چون همه چیز مانند زنجیر به هم متصل است.  
" أَثْبِتِ الْحَقَّ فِی سَرَائِرِنَا " و حق را در درون ما استوار گردان. زمانی‌که باطل از دل ما برکنده شود حق در دل ما ثابت می‌شود. یاد اوایل انقلاب به خیر؛ این روزها همه از قساوت‌های طاغوت و شهادت مردم انقلابی می‌گویند که حق هم همین است تا همگان و نسل جوان بدانند که برای این انقلاب زحمت کشیده شده است. اما حال و هوایی دیگر بر آن روزهای انقلاب حاکم بود مردم در هرجایی فقط به‌دنبال کمک به‌دیگران بودند و به یاری هم می‌شتافتند. حتی از آن‌چه که برای خودشان بود گذشت می‌کردند تا بین دیگران تقسیم کنند. بزرگان انقلاب گفتند که محله‌ها را تقسیم‌بندی کنید و مردمی که دسترسی به مواد سوختی و غذا نداشتند یا به کمک‌های دیگری نیاز داشتند به آن‌ها یاری برسانیم، که این حرکت از مساجد شروع شد. آن زمان دلبستگی‌ها کم شده بود و مردم با هم بودند. عزیزانی بودند که برای کمک و یاری به دیگران یک ماه زمان گذاشته بودند. جوانان آن روزها ذره‌ای از مزه دینداری را چشیدند. همه با اشک چشم، خوشحال بودند که مشغول کمک‌رسانی هستند یک وقتی اعلام می‌شد تعداد زیادی زخمی شدند و بیمارستان‌ها دارو می‌خواهند مردم داروها را از خانه‌های خود به بیمارستان‌ها می‌آوردند یا ملحفه‌های خود را می‌شستند و تمیز به بیمارستان‌ها می‌دادند. البته افرادی هم بودند که حالا ذلیل و خوار شدند و از این کمک‌های مردمی دزدی یا احتکار می‌کردند. به عبارت دیگر از همان زمان جهنمیان و سینه‌زن‌های امام حسین علیه السلام از هم مشخص بودند. بدانید این سینه‌زنان واقعی امام حسین علیه السلام بودند که کار کردند و پای‌شان هم نلغزید ولی بسیار بودند کسانی که لغزیدند. به‌همین دلیل بود که برخی از افراد غربزده‌ و روشنفکر می‌گفتند ما انقلاب کردیم تا گریه نکنیم! که امام خمینی رحمت الله علیه در پاسخ فرمودند ما از همین گریه‌ها و سینه‌زنی‌ها به جایی رسیدیم. بدانید اگر کسی که قیام می‌کند سینه‌زن نداشته باشد به جایی نمی‌رسد. این سخنان و تفکرات از نزدیکان ایشان بود، تفکراتی که همه منکوب شد و الآن هم همین‌گونه است. این انقلاب نه از آمریکا ضربه می‌خورد، نه از دستیارانش و نه از این عمال بی‌خرد وهابی تکفیری ضربه می‌خورد بلکه از داخل و مسئولینی که مردم را خوب نشناختند ضربه می‌خوریم. رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان فرمودند: مردم را درست بشناسید! منظور رهبری دشمنان نبود که مسئولین کشور بوده است. 
زمانی‌که " أَزْهِقِ الْبَاطِلَ " از ضمیر ما اتفاق افناد یعنی همانی که در قرآن می‌خوانیم باطل از درون ما از بین رفت تازه می‌فهمیم مناجات و طاعت با خداوند چه مزه‌ای دارد. کسی‌که این‌گونه است لذت مناجات و گریه بر حضرت اباعبدالله و اهل بیت علیهم السلام را می‌داند. شخص عاشق تا آخر مناجات و دعای کمیل خود را سرحال نگه می‌دارد؛ نماز شب ‌می‌خوانید، نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خواند، برای نزدیکان و آشنایان و مومنین و حاجتمندان دعا می‌کند، و خودش را فراموش می‌کند.  
بدانید پس از شهادت امام حسین علیه السلام حیوانات نیز بر ایشان گریستند. بعد از عاشورا اهل بیت امام را هم بردند، بنی اسد نیز آمدند و بر شهدا گریستند. از همان ابتدا حضرت اباعبدالله علیه السلام گریه‌کن و زائر داشتند. اما برای حضرت فاطمه سلام الله علیها کسی نبود گریه کند. در روایت آمده امیرالمومنین علیه السلام چهل قبر راه می‌رفت و در بین آن‌ها گریه می‌کردند تا دشمنان متوجه قبر حضرت نشوند. فقط امیرالمومنین علیه السلام می‌دانست حضرت زهرا سلام الله علیها چه کسی است.